آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید |
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
سلام خدمت نویسنده محترم
بعث های که راه اندازی می شود من فکر میکنم زیاد جالب نیستند در مورد تاریخ بعضی افراد دروغ می گویند ولی اگر تاریخ را بررسی کنیم همه جا نویشار ها متفاوتند نباید حساسیت نشان داد. موضوع
داد شاه سال۱۳۳۶شمسی به اتمام رسیده هنوز بعضی از همراهان دادشاه زنده و سالم هستند یک دو نفر از آنها من اسم میبرم می توانید ملاقات منید مثلا وشدل جلال شاه یا نورخاتون خواهر دادشاه زن هماسه تاریخ دادشاه. زمان دادشاه به ملاقات سردار مهیم خان می رود دادشاه تنها بوده ولی فاصله نزدیک برادر خودش قرار می دهد و با سردار قرار میراد که همراه خودش فرستاده شاه را بیاورد حالا سردار یک بنده خدا را که فارس بوده بعنوان سرهنگ ژاندار مه سرهنگ بوده یا نبوده بقول افراد زمان(وقت) شوفری بوده .
خلاصه ای از بیوگرافی دادشاه از طرف شخصی بنام عبدالکریم بلوچ که در نام واقعی وی شک است نوشته شده .وی به خیال خام خویش اشتهارو محبوبیت دادشاه را زیر سئوال برده است ، غافل از اینکه محققین بسیاری در مورد شورش دادشاه از مردم بومی منطقه تحقیقات مستندی کرده اند ، از جمله دکتر عظیم شه بخش که تز پایان نامه فوق لیسانس خود را با سند ومدرک در مورد طغیان وی به صورت کتابی در آورده که یکی از منابع مؤثق تحقیقی در زمان حاضر می باشد.
ماجرای دادشاه: "خان" ولی نعمت و" تفنگچی" آن هر دو از تحصیلکردگان بیزارند
اخیرا مقاله هایی توسط آقایان عبدالکریم بلوچ و پیام امید در باره وقایع جریان دادشاه در سایتهای الکترونیکی انتشار یافته است.هدف آقای ع. بلوچ ظاهرا نقل چگونگی جریان دادشاه ازدیدگاه قشری و قبیله ای خود بوده است. در عین حال مقاله را با حمله به تحصیلکردگان بلوچ شروع می نماید و هم با سرزنش و با این گفته که "اگر واقعا دکتر هستید باید آستینها را بالا زده و اسلحه بدوش به بلوچستان بروید" پایان می دهد. مخالفت آقای ع. بلوچ با قشر تحصیلکرده و روشنفکر بلوچ به اینجا ختم نمی شود.

دادشاه پایان دوران سنتی شورش و یاغیگری است.
دادشاه به مهیم خان
لاشاری احترام میگذاشت و به همین جهت مهیم خان به او پیغام داد که از شاه برای تو
و همراهانت تأمین گرفته ام، از کوه پایین بیا و با نماینده ارتش که همراه من است،
مذاکره کن. دادشاه پذیرفت. (میگویند عیسی خان هم قسم قران خورده که دادشاه بیا در
امان هستی...اما من در این مورد اطلاع ندارم...)

طغیـان دادشـاه در
بـلوچسـتان
یکی از مهمترین مسائلی که در بلوچستان در عصر پهلوی رخ داد طغیان دادشاه است. با به قدرت رسیدن رضا شاه و ایجاد اصل سیاست تمرکزگرایی، دولت مرکزی با ملوکالطوایفی به مبارزه برخاست و توانست در سال ١٣٠٧ ﻫ. ش. بر بلوچستان حاکمیت بیابد. اما ناتوانی دولت در سروسامان دادن به امور ایلات و ولایات موجب نابسامانی اوضاع بلوچستان گردید. سرداران و خوانین قدرت مطلقه محسوب می شدند و دائما برای حفظ منافع خود با هم درگیر بودند. نتیجۀ آن تشکیل دو اتحادیه مخالف از سرداران و خوانین در برابر هم بود. این وضعیت منجر به واکنش دادشاه علیه وضع موجود شد.
شعر دادشاه اثر مولانا عبداله روانبد پیشینی
جی مکران مام
یلان
باتی مدام عیش و گلان
هنچو که صد برگین گلان
گون ناز و کهیب و
گنگلان
پروا مبات تَی بلبلان

قهرمانان شناسنامه یک ملت هستند
ماریا دختر کوهستان
دادشاه یا میر دادشاه، یک زمیندار کوچک و کشاورز روستایی بلوچ، ساکن در منطقهٔ کوهستانی (سفید کوه) واقع در مرکز بلوچستان بود، که در اوایل دهه ۵۰ میلادی (اواسط دهه سی خورشیدی)، علیه دولت مرکزی ایران، سر به طغیان گذاشت. وی که برخی او را دادشاه سفیدکوهی، و از منطقه سفیدکوه واقع در مکران بلوچستان دانستهاند، از اعضای قبیله شیرانی محسوب میشد و برخی علت طغیان او را، تعدی و ستمی دانستهاند که از جانب خوانین محلی به وی و خاندان و قبیله اش روا داشته شده بود و بدین دلیل معتقدند که همین موضوع، در کنار حمایت حکومت پهلوی از خوانین محلی، به طغیان وی، سمت و سوی ضد رژیمی دادهاست.

دادشاه: شهید و قهرمان ملی بلوچ
دکتر محمد حسن حسین بُر
دادشاه در ناحیهی کوهستانی
اهوران در مرکز بلوچستان که خود در آنجا روستایی زمیندار کوچکی بود در اوایل
سالهای 1950 پرچم طغیان برافراشت.
گزارشهای مردمی علت شورش او را
تعدی و دستاندازی مأموران و ژاندارمهای «قجر» در زندگی روزمرهی
همولایتیهای او، اخذ مالیاتها و گرفتن رشوههای هنگفت از روستاییان مفلوک
ولایت او و بیحرمتی به آداب و رسوم و حیثیت قوم بلوچ میدانند. برعکس،
مقامات دولتی او و یارانش را «گروهی اوباش و راهزن» توصیف میکنند. درواقع،
کلمهی «یاغی» که در مورد دادشاه و دیگر شورشیان به کار میرفت، نمونهی
کلاسیکی است در نمایاندن تفاوت دیدگاههای دو طرف. در زبان بلوچی این
کلمه معنای تحسینآمیزی در خصوص کسانی دارد که مسلحانه در برابر «قجرها» قد
علم میکنند، حال آن که در فارسی معادل راهزنی و سرکشی است و در مورد
کسانی به کار میرود که بهخاطر ایستادگی در برابر اقتدار شاه شایستهی تحقیر
و سرکوباند.